محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1232

تاريخ الطبرى ( فارسي )

منظور داشت ياد مىكرد ، مگر در غزاى تبوك كه راه دور بود و آشكارا به مردم گفت تا لوازم سفر فراهم آرند و مردم آماده مىشدند اما از رفتن بيزار بودند كه كار غزاى روميان را سخت بزرگ مىدانستند . يك روز پيمبر كه براى غزا آماده مىشد به جد بن قيس سليمى گفت : « امسال به جنگ بنى الاصفر مىآيى ؟ » جد گفت : « اى پيمبر ، به من اجازهء ماندن ده و مفتونم مكن . مردم مىدانند كه هيچكس از من به زنان دلبسته تر نيست ، و بيم دارم اگر زنان بنى الاصفر را ببينم صبورى از آنها نتوانم . » پيمبر از او روى بگردانيد و گفت : « اجازه دادم . » و اين آيه در بارهء وى نازل شد : « * ( وَمِنْهُمْ من يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلا تَفْتِنِّي ، أَلا في الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ 9 : 49 ) * » [ 1 ] . يعنى : از جملهء آنها كسى است كه گويد به من اجازه بده و مرا به گناه مينداز بدانيد كه به گناه افتاده‌اند و جهنم فراگير كافران است . بعضى منافقان به كسان گفتند : « در اين گرما حركات نكنيد . » كه به جهاد رغبت نداشتند و در كار حق شك داشتند و بر ضد پيمبر تحريك كردند و اين آيه در بارهء آنها نازل شد : « * ( وَقالُوا لا تَنْفِرُوا في الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ . فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ 9 : 81 - 82 ) * » [ 2 ] . يعنى : گفتند در اين گرما بيرون مرويد ، بگو گرماى آتش جهنم سختتر است اگر مىفهميدند . به سزاى اعمالى كه كرده‌اند بايد كم بخندند و بايد بسيار بگريند .

--> [ 1 ] توبه : 49 [ 2 ] توبه : 82 و 83